![]() |
![]() |
|
![]() |
نخواستم اولش بعد از این همه ننوشتن چیزی بنویسم که بی ربط به بلاگینگ باشه . چون از نظز خودم فعالیتهای دنیای واقعی فقط وقتی جاشون تو وبلاگه که شامل روزمره نویسی بشن . ولی خوب گاهی آدم رو حرف خودشم باید حرف بزنه.
روز دو شنبه بر طبق قرار قبلی تو دانشگاه یه بوت داشتیم. دو شنبه ها روزهای شلوغ تری هستن نسبت به روزهای دیگهء هفته و رفت و آمد افراد دیگه غیر از دانشجوها به سالنها و محوطه هم بیشتره. چون اکثر همایش ها اون روز بزگزار میشن. بدون اینکه بچه ها بدونن بنر رو از کجا تهیه کردم بی اجازه یکی از لوگوهایی رو که تو وبلاگ های وبلاگ نویسان مسلمان دیدده بودم چاپ کردم چون به نظرم خشونت کمی توش بود و لب مطلب رو میرسوند. بر طبق سنت حمایت از یک حرکت روبانهای سیاهی رو که روش به انگلیسی نوشته بود پیس فر غزه بچه ها آماده کرده بودن. بماند که کسی که این ایده رو داشت پدرش در اومد تا بتونه اجازهء برگزاری این بوت آوت و بگیره. که اونم فقط دو ساعت و نیم تائید شد. یه پروژکتور بزرگ اجاره کردیم و فوتجهائی از غزه که کمتر دیده شده بودن و میکس کردیم و سر ساعت آماده بودیم . دانشجویان رد میشدن و نیم نگاهی منداختن. تصاویر اگر خیل یتاثیر گذار بودن باعث ایستادن بعضی از افراد میشدن واسه چند لحظه ای . دو سه نفر اعتراض کردن که محیط دانشگاه باید آرام باشه و اینطور خدشه دار کردن ذهن دانشجوها به ادامه دادن روزشون تو آرامش صدمه میزنه که خوب البته حرف بیجائی بود و به جاشم جوابشونو گرفتن. برخوردها خیلی سطحی و بی طرفانه و بی فایده بود در ساعت اول. تا دانشجوهای یکی از کلاسهای ساختمان حقوق که درست پشت سر بوت ما بود کلاساشون تموم شد و اومدن بیرون. بحثی شکل گرفت. بر سر اینکه حق با کیه. بر سر اینکه جانب کدوم طرف رو باید گرفت. بر سر اینکه حماس خودش مقصر کشتار مردم بی گناهشه ( که من درش شک ندارم). بر سر اینکه دولتهای دیگه کلا باید دست از دخالت بر دارند. ولی درکل جو در مدت زمان کوتاهی به یه فید فرندفیدی تبدیل شد. همه از موضوع اصلی منحرف شدند. در حالی که هدف اصلی ما این بود که از حق شهروندای امریکائی برای پتیشن کردن دولت استفاده کنیم و شاید بتونیم این حرکت و تو دانشگاههای دیگه هم انجام بدیم. با تمام سختی هایی که بچه ها متحمل شدند، ذره ای از ثمری که فکر میکردیم حاصل بشه نشد. جالب اینکه هیچ کس حاضر نشد حتی برای یک شب روبان حمایت از غزه رو به سینش بزنه. هیچ کس نپرسید که چطور میتونه کمکی بکنه به شخصه و هیچ کس در طول بحث نگاه به چهره های به خاک و خون کشیدهء انسانهایی( اسرائیلی و فلسطینی) که بر پرده نمایان میشدن نگرد و با تعصب شدید همه به تحمیل نظرات خودشون به همدیگه پرداختن. این جمع آروم به خاطر یک کامنت بی ربط از طرف یکی از دانشجوها به دوست محجبه لبنانیمون به خشونت کشیده شد و رسما به شکل یک افتضاح بزرگ پایان پیدا کرد. اون شب با نفرت تمام به بی تفاوتی مردم اینجا فکر میکردم و اینکه این چه معنی میتونه داشته باشه و اینکه آیا هرگز مردم امریکا در موقعیتی قرار خواهند گرفت که بفهمند ترس و تشنج و نا آرامی یعنی چه. تا امروز که در فرند فید می گشتم و بعضی از پستها رو مرور میکردم به فیدی بر خوردم که با اینکه جنبهء طنز داشت احتمالا، ذره ای من رو به خنده وا نداشت. چیزی که الا ن در ذهن دارم یک تناقض شدیده. و واقعا میهوام بدونم ماها که همش گریبان چاک میکنیم و سینه وی دریم منظورو هدفمون چیه. آیا ما صلح طلبیم به معنای واقعی یا فقط دوست داریم که دنیا ما رو اینطور بشناسن. آیا ما با کشته شدن بی گناهان مخالفیم یا فقط مردم فلسطین برامون مهمن. آیا ما همیشه اعتراض خواهیم کردیا فقط وقتی که برامون صرفه داشته باشه این کار رو میکنیم. چیزهائی هست دربارهء این جنگ تقریبا بیست روزه که دوست دارم بگم ولی جائی به غیر از اینجا به فکرم نمی رسه: اول اینکه: جنگ منفوره. به هر نیتی باشه و از طرف هر کسی که شروع بشه. دوم اینکه: مصالحه یک دولت به معنای باخت اونها نیست. بلکه نشون دهندهء ارزشی هست که برای ملتشون قائل هستند. سوم اینکه: این جنگ، به جنگ ادیان تبدیل شده در حالی که پیامبران الهی همه به منظور برقراری صلح و وحدت اظهار امر فرمودند. چهارم اینکه:دنیای اسلام( و بالاخص جمهوری اسلامی) با مصادره کردن موضوع فلسطین فقط بی تفاوتی افراد رو نسبت به این مساله افزایش داده در حالی که این جنگ یک فاجعهء بشری هست. پنجم اینکه:حرکتهای نمادین در این اوضاع بحرانی و شرایط فجیع ذره ای کمک به مردم نواز غزه نخواهد کرد. حرکات نمادین ما نه جلوی سقوط بمبی رو خواهد گرفت نه سپری بر ساختمان مسکونی بزرگی خواهد شد نه به همراه نان تغذیه ای برای شکم گرسنهء آوارگان این بیست روز خواهد بود. اگر تمامی مردم دنیا که به این مسئله اهمیت میدهند و در کشورهای آزاد و یا بی طرف زندگی میکنند اقدام به تماس با دولت خود و تقاضای میانجیگری از طریق نفوذ آن دولت در سازمانهای بین المللی رو داشته باشند شاید ذره ای تغییر در شرایط موجود حاصل آید. حضرت موسی علیه السلام از همان مطلع مقدسی مورد خطاب وحی قرار گرفتند که حضرت رسول علیه السلام از آن وحی دریافت کردند. بهتر است به جای اینکه این جنگ نکبت بار رو به جنگ ادیان تبدیل کنیم بپذیریم که این نزاع مابین تعصب و بشریت است. آنچه که دشمن اصلی مردم اسرائیل و فلسطین است عقاید متعصبانهء مذهبی و نزادی د رسرتاسر دنیا نه فقط در منطقهء مورد بحث است. و نه چیز دیگر. باری اثبات حرفم به تنها نقطهء مثبت تجمع دوشنبه اشاره میکنم که کشیشی که در ساختمان کتابخونه حضور داشت با رد شدن از کنار میز ما به طرفمون آمد و از چون و چرای ماجرا پرسید و گفت که به دنبال راهی برای کمک میگردد و از ما خواست تا روز یک شنبه به کلیسا بریم و پرزنتیشنی رو آماده بکنیم تا ارائه بدیم و بعد از اون از شرکت کنندگان بخواد تا اگر وسائلی دارند که فکر میکنند می تونه به درد بخوره به کلیسا بیارن ظرف مدت زمان مشخصی تا ارسال بشه و ما هم در مقابل قول دادیم که ببینیم آیا شرایطی برای فرستادن کمکهای مردمی فراهم هست یا خیر.و در تمام مدت این مرد چشم از اون صفحه عکسها بر نداشت و بغضش و فرو خورد. این پست ادامه دارد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 14:2 توسط نیالا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
| پيوندهاي روزانه |
|
درختی فراسوی سکوت آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|